اشتباه های کاری تجاری بیسکولنزی

اگر پست قبلی  (توصیه های بیسکولنزی) در مورد تجربه های بیسکولنزی را خوانده باشید، خوب امروز می خواهم یک دسته بندی جدید دیگر را ارائه کنم و آن هم اشتباهاتی هست که نه اشتباه که برای من درس هستند، این پست  و قبلی از نظر واقعا ارزشمند هست و راستش دقیقا نمی دانم چرا دارم این تجربیات را رایگان در اختیار شما می گذارم درحالی که به نظرم ارزششان واقعا خیلی خیلی زیاد است، شاید به دو دلیل اول اینکه دوست دارم به کسانی که تازه شروع کرده اند و دارند مسیر من را طی می کنند و مثل من کمک چندانی نداشته اند کمک کنم و دوم اینکه مطمئنم این موارد مواری نیست که با شنیدنش اتفاقی برای فرد بیفتد بلکه این حرف ها تنها به کمک بخشی از شما می آید که به طوری عملی، فکری  و  در زمان طولانی آن ها را تمرین  و تجربه کنید، شنیدن و دانستن تئوری آن ها یک دنیا فاصله دارد با تفکر در مورد آن ها و استفاده از آن ها در موقعیت ها.

Image result for my business mistakes

ادامه خواندن “اشتباه های کاری تجاری بیسکولنزی”

سندروم ایمپوستر ;)

تا به حال از سندرم ایمپوستر شنیدید؟ در هنر چه طور؟

خوب مهم نیست، مساله این هست که من در این دو ماه اخیر دو دفتر پر کردم از تفکرات خودم، از تحلیل های مختلفم و الگوهای مختلف مدیریتی، شبکه های اجتماعی، مدیریت زمان، مخاطب شناسی و … که از دیگران استخراج کردم، به یقین صد در صد رسیده ام که شیوه ی برندینگ من چه قدر اشتباه است اما خیلی هم زمان می برد تا آن چیزی باشد که در ذهنم است فاصله ی زمانی زیاد بین آن چه در ذهنم است با آنچه که واقعا هست خودش سبب ناخوشایند بودن و افتخار نکردن به داشته هاست.

Image result for imposter syndrome

واقعا معتقدم کار مهمی کرده ام که هرچیز را باید همان موقع نشر داده ام چرا که وقتی زمان می گذرد انقدر نقطه ضعف در آن می بینم که دیگر حتی فکر نشرش را هم نمی کنم ( این مساله ی طبیعی است برای همه ی افراد اهل کارهای آفرینشی مثل نویسنده، فیلمساز، عکاس، نقاش، طراح نرم افزار و … برخی روی تولید خود سال ها کار می کنند و تغییرش می دهند)

ادامه خواندن “سندروم ایمپوستر ;)”

خواب شیرین انیمیشنیِ من

امروز قبل از بیدارشدن برای سحر یک خواب شیرین دیدم، خواب شیرین معمولا بعد از احساس سبکی پیش می آید یعنی خودش سبک است. این تعریف من از خواب شیرین است. سبکی ذهن من مربوط میشد به این که ترجیح دادم مواردی را نگویم و در نظرم کم اهمیت و کم اهمیت شوند اما در عوض روابطم را که از طرف افرادی قطع شده بود وصل کنم در واقع با کوتاه آمدن  اگر چه اول به نظر کوچک کردن بود اما باعث سبکی خاطر و خالی شدن فضای ذهنم شد و بی اهمیت تر شدن چیزهایی که واقعا بی اهمیت بود.

Image result for disney cosplay tea party

ادامه خواندن “خواب شیرین انیمیشنیِ من”