سندروم ایمپوستر ;)

تا به حال از سندرم ایمپوستر شنیدید؟ در هنر چه طور؟

خوب مهم نیست، مساله این هست که من در این دو ماه اخیر دو دفتر پر کردم از تفکرات خودم، از تحلیل های مختلفم و الگوهای مختلف مدیریتی، شبکه های اجتماعی، مدیریت زمان، مخاطب شناسی و … که از دیگران استخراج کردم، به یقین صد در صد رسیده ام که شیوه ی برندینگ من چه قدر اشتباه است اما خیلی هم زمان می برد تا آن چیزی باشد که در ذهنم است فاصله ی زمانی زیاد بین آن چه در ذهنم است با آنچه که واقعا هست خودش سبب ناخوشایند بودن و افتخار نکردن به داشته هاست.

Image result for imposter syndrome

واقعا معتقدم کار مهمی کرده ام که هرچیز را باید همان موقع نشر داده ام چرا که وقتی زمان می گذرد انقدر نقطه ضعف در آن می بینم که دیگر حتی فکر نشرش را هم نمی کنم ( این مساله ی طبیعی است برای همه ی افراد اهل کارهای آفرینشی مثل نویسنده، فیلمساز، عکاس، نقاش، طراح نرم افزار و … برخی روی تولید خود سال ها کار می کنند و تغییرش می دهند)

اما از یک طرف این محدودیت که فلان مطلب به کار من و به برند من غیر مرتبط است و مثلا پست در مورد سندرم ایمپوستر هیچ کمکی به جذب مخاطب احتمالی من ( چه علاقه مند به یادگیری فیلم و چه علم سینما و گرافیک دیجیتال و چه سفارش دهنده ) نمی کند و  صد در صد در پرزنتیشن اشتباه است و مخاطب را در ماندگار شدن، و یا تصمیم بر عصویت گیج می کند.

اما از طرفی یک کارگردان و یک مسئول جلوه های بصری باید مدام از همه چیز بخواند و سر در بیاورد، امکان ندارد شما بخواهید فیلم بسازید و خودتان را از دانستن خیلی چیزها دور نگه دارید، باید فیزیک بدانید، باید انفجار، باران ، آب شدن برف بدانید، باید روحیات خلبان و … بدانید چه بسا در تولید خیلی انیمیشن ها یک ماه یا بیشتر گروه به پژوهش می پردازد مثلا قبل از انیمیشن موش سرآشپز گروه مدتی به پاریس سفر کردند و در مورد آشپزخانه، قوانین، لباس، ظروف و … تحقیق کردند

این تنش عجیب بین این که باید جلوی خودم را بگیرم و ظاهر را با از همه چیز گویی خراب نکنم و از طرفی تمایل به مطالعه مختلف و کمکی که این پست ها به من در پیدا کردن ایده و الهام می کند باعث شد که من تصمیم بگیرم خیلی به خودم در مورد پست نکردن یا محدود بودن فشار نیاورم

همچنان مطالب بی ارتباط به برند و سفارش را در بن پم به آدرس زیر می گذارم .و عکس کتاب ها و … را هم در این اینستاگرام ( همان آلوبالوی قبلی قرار می دهم) چرا که برایم اصلا دیده شدن یا نشدنش مهم نیست تنها یک آرشیو و ثبت آن برایم مهم است و البته بعضی گفتند که آن روال قدیم معرفی کتاب و … را دوست داشته اند.

انقدر مدل های خوب و مختلف از بررسی افراد کشف کرده ام که حد ندارد اما نه این که انتخاب بینش و محدود کردن آسان باشد خصوصا که استرس گذشت زمان و عمر  هم هست اما معتقدم هیچ جیز به اندازه ی محدود کردن  آن چه نمایش می دهم به من  و افراد دیگر کمک نخواهد کرد.

 

نویسنده: حدیث

حدیث ملکی (بیسکولنز): کارگردان هنری و پژوهشگر کوچولویی که از دنیای انیمیشن به دنیای واقعی آمده، قصه ها و دانستنیها را به تصویر می کشد| کارشناس ارشد انیمیشن، کارشناس مهندسی نرم افزار http://bisculens.ir | http://hmaleki.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *